مهر تو عکسی بر ما نیفکند / آئینه‌رویا! آه از دلت، آه...

پیوندهای روزانه
  • ۰
  • ۰
نود و شش با من بی‌اندازه مهربان بود. غم‌های جمعی سقوط هواپیما و زلزله و سوختن کشتی در دریا را اگر کنار بگذارم، غم شخصی عمیق نداشتم. دریافتم که زندگی کوتاه‌تر از آن است که به غم بگذرد. بسیار خندیدم و خنداندم و کم گریستم. به لطف آدم‌های عزیزی که از اینترنت بی‌در و پیکر شناختمشان و حالا در دایره‌ی دوستانم هستند، زیادتر از قبل خواندم و از بی‌کفایتی پرشین‌بلاگ و نابه‌سامانی اینترنت خانه کمتر از قبل در وبلاگم، که خانه و پناهم بود، نوشتم. پرونده‌ی تحصیل میم بسته شد و آرام‌تر از قبل در کنارم داشتمش. ذره ذره وسایل خانه را خریدیم و خانه، به معنای واقعی کلمه، مسکن و محل آراممان شد. بیشتر از قبل حواسم به داشته‌هایم بود و شکرگزارتر بودم. توانستم همکارم را شیفته‌ی کتاب کنم و این یکی را گمانم تا همیشه از دستاوردهای بزرگم در زندگی بشمارم. حواس آدم‌های اطرافم را به کلیشه‌های تبعیض جنسیتی جمع کردم و دیدم هر روز بیشتر از قبل تلاش می‌کنند که در دامش گرفتار نشوند. از نظر کاری اما، به آن‌چه می‌خواستم نرسیدم. بخش عظیمی از انرژی‌ام صرف مبارزه با موج ناامیدی و نارضایتی همکارانم شد و رمق کمی برای ادامه دادن برایم ماند. برای نود و هفت سلامتی می‌خواهم و شادی بیشتر. دوست دارم لبه‌های تیز روحم را نرم‌تر کنم و بیشتر از قبل با خودم مهربان باشم. بیشتر بنویسم. بیشتر دوست بدارم. مسیر کاری‌ام را عوض کنم. هنر را بیشتر توی خانه جاری کنم و از شعله‌ی امید در سینه‌ام محافظت کنم. 
  • ۹۶/۱۲/۲۸
  • میم ..

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی